مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اعتمادزاده، محمود |
  • اعاده دادرسی | \eʾāde-ye dādra(e)sī\، رسیدگی دوباره به پرونده‌ای که پیش‌تر رأی قطعی دربارۀ آن صادر شده است و محکومٌ‌علیه (دادباخته) ادعا می‌کند که رأی از روی نادرستی اصدار یافته است.
  • اعجاز القرآن | عنوان مبحثی در علوم قرآنی كه در باب وجه معجزه بودن قرآن كریم و بررسی آن گشوده شده، اما در عین حال، با بحثهایی در حوزۀ كلام اسلامی و ادب عربی نیز مربوط بوده است.
  • اطلاعات و ضد اطلاعات | \ettelāʾāt va zedd-e ettelāʾāt\، عنصری مهم در قدرت ملی، و تصمیم‌گیری دربارۀ امنیت، دفاع ملی و سیاستهای خارجی (اطلاعات در حوزه‌های علوم و فنون، و نیز علم اطلاع‌رسانی و شاخه‌های آن، موضوع این مقاله نیست).
  • اعتقادنامه | ‌اعتقادنامه \eʾteqād-nāme\، بیانیه‌ای حاوی مبانی ایمان مسیحی به‌صورت تلخیص و تجمیع‌شده که اعتبارش رسماً تأیید شده است و غالباً در مراسم عبادی جمعی، به‌ویژه در مناسک غسل تعمید، ادا می‌شود، درحالی‌که در هر حال قابل بیان و تکرار است. مهم‌ترین بیانیه‌ها از این نوع که در تاریخ مسیحیت تدوین شده‌اند، یعنی اعتقادنامه...
  • اطولوقس | ریاضی‌دان و ستاره‌شناس یونانی (سده‌های 4 و 3 ق‌م). در منابع كهن عربی به رغم آنكه از وی و آثارش بسیار یاد می‌شود، دربارۀ روزگار زندگانی و شرح حال وی چیزی نیامده است. آگاهیهای منابع غربی دربارۀ وی نیز اندك است: او در پیتانه از بنادر مهم ناحیۀ آیولیس (در آسیای صغیر) زاده شد، دانش آموخت، به دانشمندی شهرت یافت و ب...
  • اعاده معدوم | مفهومی فلسفی و كلامی كه خاستگاه آن اعتقاد به معاد و حشر جسمانی است. مطابق اين عقيده بدنهای از ميان رفتۀ انسانها بايد در عالم آخرت بازگردانده شوند تا سزای نيك و بد اعمال خويش را در قالب جسمانيشان ببينند. آنچه در اين باره مورد بحث بوده است، ايجاد دوبارۀ چيزی است كه زمانی معدوم شده است. فلاسفه برخلاف اغلب متكلما...
  • اعتباری، کارت | \kārt-e eʾtebārī\، کارتی کوچک، دارای شناسه‌ای مانند امضا یا عکس که به دارندۀ آن اجازه می‌دهد بهای کالا یا خدمات را از حساب بانکی خود بپردازد.
  • اعاده حیثیت | \eʾāde-ye heysiyyat\، بازگشت به اهلیتی که شخص به علتی، آن را از دست داده است.
  • اعجاز* |
  • اعتبار | \eʾtebār\، وسیله‌ای برای نوعی معامله میان دو طرف؛
  • اظفری گورکانی | محمدظهيرالدين ميرزا علی بخت (1172-1234 ق / 1758- 1818 م)، معروف به ميرزا كلان، عالم، شاعر، مترجم، وقايع‌نگار و فرهنگ‌نويس پرآوازۀ هند. پدرش ميرزا سلطان محمد ولی معروف به منجهلی صاحب از دودمان اورنگ‌زيب و از نوادگان نواب عفت آرابيگم نوۀ دختری معزالدين جهاندارشاه پسر شاه عالم اول بود (اظفری، 3). او در آغاز فرهن...
  • اطلس | نام سلسله جبالی در شمال افریقا كه با طولی برابر با 414‘2 كمـ از جنوب كشور مغرب تا الجزایر و غرب تونس به موازات ساحل مدیترانه امتداد یافته است.
  • اعتراف | \eʾterāf\، شناخت و قبول خطاهای اخلاقی یا تخطی از بعضی شعائر، که بیان آن برای نیل به خلوص یا استغفار یا خشنودکردن الوهیت ضروری است.
  • اعتبارات ایران، بانک |
  • اعتدال بهاری |
  • اعتکاف | یكی از اعمال عبادی مستحب در اسلام كه بر اثر نذر، یمین، عهد و امثال آن واجب می‌شود و زمان مخصوصی برای آن معین نشده است.
  • اعتدال پاییزی |
  • اعتصامی* |
  • اعتراف |
  • اعتقاد* |
  • اطلاعات، نظریه | \nazariyye-ye ettelāʾāt\، نیز نظریۀ اطلاع‌رسانی، کاربرد مبانی ریاضیات در بررسی مسائل انتقال ‌و اندوختن اطلاعات.
  • اطلاعات، وزارت | \vezārat-e ettelāʾāt\، نهاد مسئول حفظ امنیت کشور (تأسیس: 1362 ش).
  • اطروش، مسجد | \masjed-e otrūš\، اثری تاریخی و هنری در شهر حلب، بازمانده از دورۀ حکومت ممالیک.
  • اضطراب | \ezterāb\، حالتی هیجانی که در آن، افراد احساس آشفتگی، نگرانی یا ترس می‌کنند.
  • اطلاعات | \ettelāʾāt\، روزنامه، مطبوعات و انتشارات.
  • اطلاع | \ettelāʾ\، هفته‌نامه‌ای سیاسی ـ خبری در عصر قاجار.
  • اطروش* |
  • اضحی، عید* |
  • اصیله | \asīle\، یا اَصیلا، شهری در ساحل اقیانوس اطلس در شمال غربی مراکش.
  • اصیلی |
  • اصناف | (جمع صِنف، به معنای گونه و نوع)، در اصطلاح یعنی دسته‌های مستقلی از پیشه‌وران كه فعالیت مشابهی دارند. این واژه در متون كهن نیز به همین معنی آمده است (نک‍ : عتبی، 386؛ نیز شیخلی، 65). از روزگار عباسیان به این سوی گذشته از صنف، «ارباب مِهن» و «اصحاب حِرف» را نیز به همین معنی به كار برده‌اند (همو، 66). نویسندگان ...
  • اصلاحات ارضی | \eslāhāt-e arzī\، اصلاح نظام زمین‌داری یا توزیع حق مالکیت زمین بر پایۀ قانون. «اصلاحات ارضی» و «اصلاحات کشاورزی / زراعی» معمولاً اصطلاحاتی مترادف‌اند.
  • اصول اقلیدس |
  • اصمعی | ابوسعید عبدالملك بن قُریب (ح 125-216 ق / 743-831 م)، راوی، ادیب و لغت‌شناس نام‌آور اوایل عصر عباسی. اصمعی (منسوب به نیای بزرگش اصمع) به سبب نسبتی كه با باهلیان (فرزندان مالك بن اعصر) داشت، به باهلی نیز شهرت یافت (نک‍ : بخاری، 3(1) / 428؛ ابن قتیبه، المعارف، 543؛ ابن حزم، 245). بدنامی این قبیله در جاهلیت باعث ...
  • اصل چهار، برنامه | \barnāme-ye asl-e ča(ā)hār\، برنامۀ کمکهای اقتصادی و فنی دولت ایالات متحدۀ آمریکا به کشورهای توسعه‌نیافته پس‌از جنگ جهانی دوم.
  • اصلاح دینی | \eslāh-e dīnī\، جنبشهایی برای تصحیح جنبه‌هایی از نظم دینیِ موجود که ناروا شمرده می‌شوند. این تصحیح غالباً با تفسیر، تغییر یا منتفی‌کردنِ بعضی آداب، احکام یا اصولِ دورۀ قبل صورت می‌پذیرد.
  • اصلاح و تربیت، کانون | \kānūn-e eslāh-o (va) tarbiyat\، مرکز نگهداری، اصلاح و آموزش بزهکاران زیر 18 سال (تأسیسِ 1347 ش).
  • اصلاح نژاد جانوران | \eslāh-e nežād-e jānevarān\، تکثیر مهارشدۀ جانوران اهلی با هدف بهبود یک یا چند ویژگی دلخواه در آنها.
  • اصلاح و تربیت مجرمان | \eslāh-o(va) tarbiyat-e mojremān\، آموزه‌ای نو در حقوق جزا و جرم‌شناسی.
  • اصول دین | (در مقابل فروع دین)، اصطلاحی كلامی كه به نظر بسیاری از دانشمندان دینی مسلمان به مجموعه باورهایی گفته می‌شود كه اساس دین اسلام را تشكیل می‌دهد و مسلمانی بدون آنها میسر نیست و انكار هر یك از آنها موجب كفر و استحقاق عذاب است. واضعان این اصطلاح از این رو این اعتقادات را اصول دین نامیده‌اند كه به نظر ایشان علوم دی...
  • اصلاح گیاهان | گیاهان \eslāh-e giyāhān\، یا بهنژادی گیاهان، دانش و هنر تغییر ساختار ژنتیکی گیاهان به‌منظور افزایش سودمندی آنها برای انسان.
  • اصم، عدد |
  • اصم | ابوبكر عبدالرحمان بن كیسان بن جریر اموی (د 200 یا 201 ق / 816 یا 817 م)، متكلم، فقیه و مفسر معتزلی. دربارۀ سرگذشت او اطلاعات محدودی در دست است. با آنكه او از چهره‌های مشهور و از سركردگان معتزله به شمار می‌رفت، ولی به سبب آراء خاصی كه در باب امامت و اَعراض داشت، معتزله او را یك معتزلی تمام عیار نمی‌دانستند و ب...
  • اصول محاکمات* |
  • اصول گرایی |
  • اصلاح | \eslāh\، عنوان چند نشریۀ فارسی‌زبان که پس ‌از انقلاب مشروطه، در فاصلۀ سالهای 1326- 1329 ق / 1908-1911 م، در شهرهای پاریس، بمبئی، تهران و خوی منتشر می‌شد.
  • اصول تعلیمات | \osūl-e taʾlīmāt\، نشریـه‌ای تربیتـی ـ آموزشی که به‌طور ماهیانه، و در فاصلۀ فروردین (حمل) تا شهریور (سنبلۀ) 1298 در تهران منتشر می‌شد.
  • اصول کافی |
  • اصول عملیه | اصطلاحی در اصول فقه، به معنی اصول یا ضوابطی كه در موارد بروز شك در تعیین حكم شرعی، تكلیف مكلف را روشن می‌سازد و ملجأ نهایی مكلفی است كه بر دلیل و اماره‌ای دست نیافته است. اصول عملیه در فقه اسلامی را می‌توان با «فرضهای قانونی» در دانش حقوق متناظر دانست كه اساس آن در نظامهای گوناگون حقوقی دیده می‌شود و تفاوت می...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: